- نویسنده : مدیر مسئول
- 28 مهر 1399
- کد خبر 2449
- 330 بازدید
- بدون نظر
- ایمیل
- پرینت
سایز متن /
قم گویا – از جمله علل افسردگی و اضطرابها، خطاهای شناختی اند. انسانها همیشه در شناختها به درستی عمل نمیکنند و گاهی دچار خطا میشوند و با توجه گزینشی به برخی انتخابها، منفیگرا و مایوس و افسرده میشویم. نوجوان نیز مانند هرکسی دیگر وقتی با این عادتها و شناختهای غلط درگیر شود دست به تحریف واقعیت زده و حال بدی به او دست داده و در ارتباطات خود حساس و رنجیده شده و در نهایت به سمت اضطراب و افسردگی مزمن سوق خواهد یافت.
از جمله این عادات و خطاها شامل:
۱-عادت “من نمی توانم”، نوجوان درگیر با این عادت در رویارویی با مشکل یا موقعیت جدید، احساس ترس کرده و خود را نسبت به کنترل بر موقعیت ناتوان تصور میکند. کلید غلبه بر این عادت بررسی کارها و قدم های کوچکی است که باید برداشته شود تا به جای اجتناب با موقعیت روبهرو شود و به جای من نمیتوانم نگرش”من برای این کار تلاشم را میکنم” غالب شود.
۲-عادت فاجعه پنداری: نوجوان در شرایط مبهم، بدترین احتمالات را در نظر میگیرد در نتیجه بدن با ترشح هورمونها یک حالت گوش به زندگی و آمادگی را تجربه میکند و بارها بارها به استقبال این خطر مبهم رفتن سلامتی و شادابی را به خطر میاندازد. مثلا” من باید امروز غیبت کنم چون حتما معلم از من میپرسد میدانم که از وحشت جلوی همه استفراغ میکنم” و کلید غلبه بر این عادت دست به راستی آزمایی زدن است چون اغلب بدترین احتمالات اتفاق نمیافتد.
۳- عادت همه یا هیچ: وقتی نوجوانی کمالطلب باشد از خود” بهترین بودن” را انتظار دارد و یا انتظار دارد دیگران همانطور که او میخواهد رفتار کنند و در نتیجه شکست که بخشی از جریان رشد است قابل قبول نیست. نرسیدن به اهداف خیلی بالا اعتماد به نفس آنها را کاهش داده و آنها را به افسردگی و اضطراب مبتلا میکند. کلید غلبه بر این عادت هم، پیدا کردن حد وسط است. پرورش توانایی خطر کردن و شکست، بخشی از فرایند رشد است. نوجوانی که با ذهن باز، احتمالات ما بین درست و نادرست را لحاظ میکند خوشنودتر است.
۴-عادت منفیگرایی: مغز مانند یک صافی باعث” توجه انتخابی” میشود حال اگر عادت منفیگرایی داشته باشیم با فیلتر کردن صدها لحظه خوب و شاد، فقط به حوادث منفی تاکید کرده و حال خود و دیگران را بد میکنیم. کلید غلبه بر این عادت متعادل کردن و واقعی کردن دیدگاهها از طریق توجه به رویدادهای مثبت می باشد تا دریابیم همه زندگی را ناامیدی و تاریکی فرا، نگرفته است.
۵-عادت بایدها و نبایدها: این نوجوانان اصول و قوانین سخت وغیر قابل انعطاف دارند و چون معمولا انتظاراتشان برآورده نمیشود نا امید و آزرده خاطر میشوند. کلید غلبه بر این عادت آن است که بدانیم این بایدها و نبایدها کدام یک واقعی و قابل انتظاراست و کدام یک خواست و میل شما. آنها که منطقیاند”مثل عدم رانندگی بدون گواهینامه” را انجام دهیم و آنها که یک میل و خواست است هوشمندانه در موردش انعطاف داشته باشیم و احتمالات و راههای دیگر را هم بررسی کنیم.
۶-عادت پیشگویی: نوجوان پیشگو معمولا آینده را مبهم و تاریک تصور میکند در نتیجه بر روابطش اثر منفی میگذارد و پیشبینی یک اتفاق بد، معمولا به احساس یاس و نگرانی میانجامد. کلید غلبه بر این عادت این است که بدون شواهد، پیشآمد منفی را تایید نکنیم و به جای تمرکز بر آینده به زمان حال تمرکز کنیم.
۷-عادت ذهنخوانی: نوجوانی که بدون کوچکترین دلیلی در مورد آنچه در سر دیگران در مورد او میگذرد و به قضاوتی که دیگران در مورد او دارند، میاندیشد؛ احساس ناامنی میکند و این قضاوتها به آسیب در روابط منتهی میشود. کلید غلبه بر این عادت نیز آن است که بدانیم هیچ کس قادر به خواندن ذهن دیگری نیست. و موقعیت را باید به خوبی بررسی کرد و عکسالعملی نشان داد.
۸-عادت سرزنش کردن: در فراز و نشیب زندگی انسان که گه گاهی به میل ما پیش نمیرود سازگاری و انعطافپذیری اصل مهمی است که جای ناراحتی و نا امیدی را پر میکند. برخی در مواجه با مشکلات یا خود را سرزنش میکنند و یا بدبختی خود را گردن دیگران میاندازند که نتیجه آن احساس گناه، خجالت و قربانی پرخاشگری شدن است. کلید غلبه بر این عادت آن است که بدانیم همه خطا میکنند و ما باید مسئولیت آن بخشی از خطا را که در آن نقش داشتیم را بپذیریم و دنبال حل آن باشیم به جای اینکه خود را سرزنش کنیم.
۹-عادت عادلانه نبودن: بارها شنیدهایم که نوجوان از عادلانه نبودن اتفاقی در زندگی گله میکنند و برای آنکه در زندگی به جایی برسند انتظار دارند بقیه از امتیازهای خود صرف نظر کنند وکلید غلبه بر این عادت این است که بپذیریم دستیابی به خواستهها همیشه امکانپذیر نیست هرچند کاهش فاصله بین واقعیت با آرمان و خواسته مطلوب است ولیکن همیشه بین آرزو و واقعیت فاصله است و پذیرش این امر ضمن پرورش درونی موجب مدیریت و کاهش خشم و هیجان و حسادت در انسان میشود.
۱۰-عادت تلاش برای شکست نخوردن: نوجوان با انگیزههای مختلفی دست به عمل میزند گاهی تلاش برای رسیدن به موفقیت است و گاهی انگیزه ترس از شکست میباشد. کسی که ترس از شکست موجب فعالیت در او میشود معمولا توانمندی خود را دستکم میگیرد و از توانایی حداقل بهره را میبرد که این امر به اضطراب و کاهش اعتماد به نفس میانجامد و راه حل این عادت این است که هدف تلاش را برکسب موفقیت بنا گذاشت و به توانمندی خود ایمان داشت.
اداره مشاوره آرامش
معاونت اجتماعی فرماندهی انتظامی استان قم
https://qomgoya.ir/?p=2449